تبليغاتX
خرد منتقد - زندگی در طوفان

خرد منتقد

آن جا که بینش انتقادی غروب کند فاشیسم طلوع می کند

اندوه ناپایداری یا غم "از دست دادن"

اندوه ناپایداری یا غم "از دست دادن"


      همه ­چیز به ­ناگه از دست می رود. گویا زمین هیچ گاه زیر پای آدمی پایدار و ماندگار نبوده و نیست. گویا ما آدمیان، محکوم هستیم که همواره بر لبه ی پرتگاه هستی و نیستی و صخره ی ترسناک از دست دادن های مداوم زندگی کنیم. زندگی بی ضمانت و ناپایداری جاویدان که هر آن، می تواند هستی ما را دگرگون کند، سرچشمه ی هراسناکی آدمی است. به راستی یکی از اضطراب های بنیادین آدمی، اضطراب "از دست دادن" و هراس از زیر و رو شدن هایی است که وقتی طوفانش در می گیرد، خیمه و خرگاه را از جا می کند و هیچ کاری از ساکنان آن خیمه برنمی آید. این گونه بود که شکسپیر، اساسی ترین مساله ی آدمی را "بودن و یا نبودن" می داند. آدمی مسافر بی قرار مرزهای بودن و نبودن، داشتن و از دست دادن است. اندوه ناپایداری و از دست دادن، اندوه مرگی تدریجی و مداوم.


ادامه در آدرس جدید خرد منتقد:  http://zamanian.blogsky.com/


+ نوشته شده در  دوشنبه 1 اسفند1390ساعت 23  توسط زمانیان  |