تبليغاتX
خرد منتقد - چرا با ایده ی قربانی شدن انسان در پای آرمان ها مخالفم؟ ( قسمت اول )

خرد منتقد

نقد فرهنگ، سیاست و دین در ایران

چرا با ایده ی قربانی شدن انسان در پای آرمان ها مخالفم؟ ( قسمت اول )

چندی پیش در ذیل یکی از پست ها ، تبادل نظر صمیمانه یی با دوست عزیزم آقای مهاجری داشتم. اختلاف نظر ما در ایده ی قربانی کردن انسان در پای آرمان ها بود. به آن عزیز قول دادم دلایلم را در مخالفتم با نگاه ایشان بیاورم. مجبورم دلایلم را در چند رویکرد صورت بندی کنم و هر یک را به نحو جداگانه ارائه نمایم. در گام اول رویکرد درون دینی را در رد ایده ی قربانی کردن انسان در پای آرمان ها می آورم.  اینک آن دلایل:

1-    قربانی کردن در پای خدایان و اسطوره ها، در طول تاریخ در میان اغلب ادیان و مذاهب رواج داشته است. کافی است به تاریخ ادیان مراجعه کنید و یا تاریخ هند را ورقی بزنید تا ببینید که چگونه مومنان در پای خدایان خویش قربانی هایی هدیه می کردند. قربانی دادن چنان مهم بوده است که گاهی آدمی جان خویش را هدیه کرده است و به هدف رضایت خدای خود از مهمترین هستی خویش گذشته است. به عنوان مثال: هنگامی که دریا طوفانی می شده است و تلاطم دریا هندیان را به هول و هراس می افکنده است، این عقیده جان می گرفت که خدای دریا از آدمیان خشمگین شده است. ساکنان هند و پیروان خدای دریا ، برای فروکاستن از خشم خدای دریا ، زیباترین دختر قبیله را انتخاب می کردند و پس از آن که او را می آراستند، بهترین و زیباترین لباس بر او می پوشاندند. آن دختر نگون بخت نیز خوشحال از این که به آغوش خدا می رود. قبیله جمع می شدند و پس از مراسمی مفصل آن دختر را تا کنار دریا همراهی می کردند. سپس دختر به دریا می زد و تا جایی که می توانست از دیده ها دور می شد و تا آن هنگام که به کام دریا گرفتار می شد و در فراز و نشیب امواج ، جان خویش را به خدا تقدیم می کرد. او قربانی خدای دریا می شد. مثال های فراوانی را می توان از " شاخه ی زرین" (  نوشته ی جورج فریزر )  در میان آورد که آدمی در طول تاریخ قربانی خدا می شده است.

    داستان قربانی شدن اسماعیل و یا اسحاق ( به عقیده ی یهودیان )، نمونه ی اول و یا آخر از قربانی شدن انسان نیست. قبل و بعد از داستان حضرت ابراهیم،  موارد فراوانی اتفاق افتاده بود. ما مسلمانان معتقد هستیم که حضرت ابراهیم بنا به فرمانی که از خدا به او رسید، باید پسر خود را با دست خود برای رضای او و به پای او قربانی می کرد. ایمان ابراهیم، هیچ جای انکار و یا شک برای او باقی نمی گذاشت. موضوع را با اسماعیل در میان گذاشت، کاردی برداشت و تا دوردست ها رفت. او فرمان خدا را اجرا می کرد. کارد بر گلوی اسماعیل نهاد. چشم های خود را بست. کارد را بر گردن پسرش کشید اما چاقوی تیز، وظیفه ی خود را انجام نداد. (کتاب ترس و لرز، نوشته ی کی رکگارد را بخوانید. حقیقتا این کتاب به زیبایی تمام آن صحنه ی ایمان ورزی ابراهیم و اسماعیل را پردازش کرده است ). اسماعیل قربانی نشد، زنده ماند. زیرا خداوند نخواست خون او بر زمین ریخته شود. گوسفندی را فرستاد و فرمان داد تا از قربانی کردن اسماعیل صرف نظر کند و گوسفند را در پای خدا ذبح نماید. و ابراهیم چنان کرد که خدا گفته بود. درک من از سرگذشت نمادین ابراهیم و اسماعیل ، این است که خدا در حرکتی سمبلیک، به انسان فهماند ، از این پس خود را پیش پای هیچ کس قربانی نکند. شاید خواسته است به ما و همه ی انسان ها یادآوری کند که خدا از حق خود در قربانی کردن انسان درگذشته است. وقتی که نباید و نمی توان خون انسان را حتی در پای خدا بر زمین بریزد، دیگر چه جای دیگران و مخلوقات او. در این داستان، خدا با قربانی کردن انسان مخالف است. زیرا شرافت و حرمت انسان را به رسمیت شناخته است.  

ممکن است واقعه ی غم انگیز عاشورا ، شهادت امام حسین و یارانش را مورد نقض روشنی برای این برداشت ارائه کنیم. نقل شده است که امام حسین (ع) فرمود: "اگر با ریختن خون من دین جدم احیا شود ؛ پس ای شمشیرها مرا دریابید." نه تنها صحنه ی تراژیک عاشورا که شهادت ائمه و شهیدانی که در طول تاریخ ، تن به شهادت دادند و (به تعبیر برخی) با خون خویش ، درخت اسلام را آبیاری کردند. تمام این ها می تواند درک مرا از داستان ابراهیم، ابطال نماید. ممکن است پرسیده شود اگر نمی توان انسان را برای آرمان های متعالی قربانی کرد، چگونه می توان فرهنگ شهادت طلبی را تفسیر نمود؟ آیا فرهنگ شهادت طلبی که از واقعه ی کربلا استنتاج می شود با ادعای ارائه شده در تضاد است؟ چگونه می توان شهادت طلبی را با نپذیرفتن قربانی شدن انسان در پای حقیقت ، جمع کرد؟

(پاسخ به این دسته از پرسش ها نیازمند بحث دیگری است. قسمت دوم را به تحلیل در باره ی این سئوالات و پاسخ گویی به آنها اختصاص خواهم داد. از نقدهای دوستان استفاده می کنم و می خواهم که با تحلیل و شواهد تاریخی ادعای مرا به چالش بکشانند و تلاش نمایند این ادعا ابطال شود.)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 20:48  توسط زمانیان  |