قطع درخت فضیلت ها برای رسیدن به میوه ی قدرت توسط احمدی نژاد
رفتار تند انتخاباتی احمدی نژاد در مناظره با میرحسین موسوی مرا ناخود آگاه یاد "ویل دورانت" انداخت. "دورانت"، در یکی از مجلدات تاریخ تمدن نوشته است : قبایل ابتدایی افریقایی که با گردآوری میوه و شکار ارتزاق می کردند، از آن جا که فاقد هر گونه وسیله برای دسترسی به میوه های درختان بلند بودند، درختان را می شکستند تا با فرو افتادن درختان بر روی زمین، بتوانند از میوه های آن استفاده کنند. آن چه احمدی نژاد در این مناظره انجام داد، درست همان کاری بود که قبایل ابتدایی می کردند. احمدی نژاد برای بقا در قدرت و بهره مندی از میوه های آن، درخت انقلاب ، اخلاق ، جوانمردی، شرافت، دیانت و کشور را از ریشه در آورد تا شاید چند صباحی بیشتر طعم شیرین قدرت را بچشد. در مناظره ی دیشب، هیچ کس برنده نبود. همه باختند. احمدی نژاد در این مناظره، تیشه برگرفته بود و ریشه های اخلاق را می زد. اره برقی احمدی نژاد دیگر چیزی باقی نگذاشت. فضیلت های انسانی و اخلاقی را در هم شکست. باید به چنین نظامی آفرین گفت که رییس جمهورش به راحتی می تواند دروغ بگوید، اهانت کند، شانتاژ کند، تهمت بزند، در ملا عام غیبت کند، بددهنی کند و چشمان را به روی حقیقت ببندد. آفرین به نظامی که پس از سی سال، حاکمی را در صدر دارد که جز صندلی قدرت به هیچ نمی اندیشد. کجاست آن همه حمایت هایی که از همین اره به دست می شد. چهار سال او را قهرمان معرفی کردند ، ایا اکنون جسارت تبری جستن از او را دارند؟
وقتی زبان منتقدان بریده می شود و دهانشان را مهر می زنند، وقتی اجازه می دهند افراد، چتر تقدس دعای فرج را بر سر خود گیرند تا از ریزش باران پرسش بر سر و روی شان مصون باشند، وقتی به بهانه ی دشمن، استبداد می ورزند، البته باید منتظر بداخلاقی هایی از این دست باشیم. اکنون عرق شرم بر پیشانی نظام نشسته است و دستان اخلاق می لرزد. از خودم می پرسم چه تعداد از حاکمان، چون احمدی نژادند؟
( مشروح مناظره ی میر حسن موسوی و احمدی نژاد)
خود را به موسیقی می سپارم تا شاید ذائقه ی تلخ و روح ناآرامم در پناه آن کمی آرام گیرد. با شجریان زمزمه می کنم:
کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی
......
کف دریاست صورت های عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی
