تبليغاتX
خرد منتقد

خرد منتقد

آن جا که بینش انتقادی غروب کند فاشیسم طلوع می کند


تقدیم به بیماران  ام - اس

عنوان اولیه ی این کوتاه نوشته عبارت بود از "زیستن علی رغم رنج".

("زیستن علی رغم رنج" هنگامی به ذهنم خطور کرد که با دوست شفیق ام جناب محسنی در انجمن ام – اس در باره ی امید سخن می گفتیم.  می ستایمش، زیرا همواره او را غمگسار رنج کشیدگان دیده ام. روحی با لطافت بهاری و دستانی به مهربانی آفتاب دارد).

---------------------------------------------

1-ما دوندگان میدان زندگی در مواجهه ی با موانع و افت و خیزهای ناامید کننده و آزاردهنده، وقتی خسته شدیم و از نفس افتادیم، آن زمان است که درمی یابیم که زندگی یعنی"علی رغم". اما چه دیر هنگام می فهمیم. یکی از تعالیم حکیمان در طول تاریخ (و شاید مهمترین تعلیم شان) این است که به آدمیان درسی ساده، اما مهم و دیر یاب را یاد دهند. تعلیمی در یک جمله: زندگی یعنی"علی رغم. و زیستن یعنی "زیستن علی رغم"


ادامه در آدرس جدید خرد منتقد:  http://zamanian.blogsky.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 23  توسط زمانیان  | 

غیبت طولانی کتاب در این مرز بوم، زخمی است عمیق بر پیکر فرهنگ و جامعه ای که ادعای هزاران سال تمدن و پبشتازی در دانش و فرهیختگی دارد. شرایط اسف بار بیگانگی با کتاب، اندوهی بزرگ بر جان می ریزد و پرسشی بزرگتر در برابر عقل می نهد که علل غیبت کتاب و ناچیز شمردن دانایی چیست؟ چرا یک ملتی با کتاب قهر می کند و برای آن ارزشی درخور قایل نمی شود؟ هنوز این پرسش به قوت خود باقی است که چرا کتاب، در این دیار، غریب و سطح مطالعه به نحو نگران کننده ای پایین است. در پاسخ به این پرسش و در باب چرایی عدم اقبال عمومی به کتاب، سخنانی بیان شده است. هر کدام از این نوشته و گفته ها البته واجد برخی حقایق است. اما به نظر می رسد علل بنیادین دیگری در کار است که وضعیت فاجعه باری را بوجود آورده است. ریشه های سست و بنیان های لرزان معرفتی، هراس فرو ریختن سقف فرهنگ را بر خانه نشینان خواب گرفته و ناهشیار تشدید می کند. 


ادامه در آدرس جدید:   http://zamanian.blogsky.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 10  توسط زمانیان  | 

زمان ناپیدا و آینده یی نامعلوم، پیش رو داریم. روزهای متوالی، بی اعتنا به ما و بدون وقفه، می آیند و می روند. چه بخواهیم و چه نخواهیم کاروان زمان، به پیش می راند. ما همگان مسافران کشتی زمان و دریای هستی مواجی هستیم که درنگ ندارد و پیچ و تاب ها را در می نوردد. گاهی گرد و غبار چرخ های پرشتاب زمان، چشم ها را می آزارد و دیدگان آدمی را از دیدن چشم اندازها باز می دارد. وقتی چرخ زمان از زندگی ما عبور می کند لاجرم و بتدریج، بر پیشانی های مان نقش می بندد و نمودار می شود. روزها و ماه ها و سال ها می گذرد. و سال ها از پی هم می آیند و می روند. 


ادامه :    http://zamanian.blogsky.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 فروردین1391ساعت 21  توسط زمانیان  | 

       برای یک بار هم که شده رنج هایت را فراموش کن، دردهایت را بگذار و اندوه هایت را حتی از خودت هم پنهان کن و بهار را دریاب. وقت آن رسیده است که به قهقهه ی مستانه ی پرندگان عاشق، گوش فراداری و خودت را به دست نسیمی بسپاری که از آن سوی کوهستان دور می آید. صدای جویبار و زمزمه ی نسیم، ترا به میهمانی مهرورزان دعوت می کند. به تعبیر حافظ، غم زمانه را هیچ کرانه نیست. پایانی و انتهایی نیست. منتظر مباش و چون خیام، دم غنیمت شمار و درمیانه ی تار و پود رنج های تنیده شده بر دست و پای روح ات که چشم هایت را ببند و رقصان از هیاهوی بی سامان عبور کن و راه زندگی را تا جاودانگی بپیمای.


ادامه در آدرس جدید خرد منتقد:  

http://zamanian.blogsky.com/

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1390ساعت 12  توسط زمانیان  | 

چند روز دیگر، سال تمام می شود. گرچه نمی دانم وقتی که می گویند سال تمام می شود به واقع چه چیزی تمام می شود و چه اتفاقی می افتد. وقتی استکان چای را سر می کشم و چای، تمام می شود، می فهمم که چه چیزی تمام شده است، یا وقتی دست در جیب می کنم تا قیمت پشت جلد کتاب را پرداخت کنم و متوجه می شوم که پول  در کیف ندارم، می دانم که چه چیزی تمام شده است و من با چه مسئله ای مواجه شده ام. حتی اغلب می دانم در این گونه مواقع چه باید کرد. اما راستش را بخواهید از این که می گویند سال تمام می شود، چیزی نمی فهمم و مسئله ای دستگیرم نمی شود و حتی نمی دانم چه کار باید بکنم. 

        یا وقتی می گویند، ماه نو می شود، سال نو می شود 


ادامه در آدرس جدید خرد منتقد: http://zamanian.blogsky.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1390ساعت 16  توسط زمانیان  | 

اندوه ناپایداری یا غم "از دست دادن"

اندوه ناپایداری یا غم "از دست دادن"


      همه ­چیز به ­ناگه از دست می رود. گویا زمین هیچ گاه زیر پای آدمی پایدار و ماندگار نبوده و نیست. گویا ما آدمیان، محکوم هستیم که همواره بر لبه ی پرتگاه هستی و نیستی و صخره ی ترسناک از دست دادن های مداوم زندگی کنیم. زندگی بی ضمانت و ناپایداری جاویدان که هر آن، می تواند هستی ما را دگرگون کند، سرچشمه ی هراسناکی آدمی است. به راستی یکی از اضطراب های بنیادین آدمی، اضطراب "از دست دادن" و هراس از زیر و رو شدن هایی است که وقتی طوفانش در می گیرد، خیمه و خرگاه را از جا می کند و هیچ کاری از ساکنان آن خیمه برنمی آید. این گونه بود که شکسپیر، اساسی ترین مساله ی آدمی را "بودن و یا نبودن" می داند. آدمی مسافر بی قرار مرزهای بودن و نبودن، داشتن و از دست دادن است. اندوه ناپایداری و از دست دادن، اندوه مرگی تدریجی و مداوم.


ادامه در آدرس جدید خرد منتقد:  http://zamanian.blogsky.com/


+ نوشته شده در  دوشنبه 1 اسفند1390ساعت 23  توسط زمانیان  | 


چکیده ی جلسه ی هفتم مورخه ی 13/11/1390 (درس گفتار استاد ملکیان)

جان استوارت میل معتقد بود که علت اصلی عقب ماندگی علوم انسانی، این است که از روش علوم طبیعی، دست برداشته است. استوارت میل (فیلسوف قرن 19) قیاس را بی اعتبار می دانست مگر این که قیاس در نهایت بر استقراء بنا شود. ثانیا، یک مبنای منطقی – فلسفی را برای تجربه گرایی فراهم کرد. بعد از استوارت میل، از فیلسوفی باید نام برد که چندان شناخته شده نیست. فیلسوف مورد نظر، آواناریوس (avenarius) است که ایده ی "نقدگرایی تجربی" (empiric criticism) را بنا نهاد. مارکسیست ها از این ترم تئوریک استفاده ی فراوانی بردند. نقدگرایی تجربی، به این معنا است که هر اندیشه یی فقط با رجوع به تجربه ممکن می شود. از نظر آواناریوس، فقط یک منبع شناخت وجود دارد و آن "تجربه" است. تجربه نیز همان داده های حسی است. ارنست ماخ نیز معتقد بود که تنها یک منبع شناخت وجود دارد و آن، "احساس" یا همان حواس پنجگانه است. 


ادامه در آدرس جدید خرد منتقد: http://zamanian.blogsky.com/


+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1390ساعت 10  توسط زمانیان  | 

 چکیده ی جلسه ی ششم مورخه ی 6/11/1390   (درس گفتار استاد ملکیان)

قائلان به رویکرد نهادی و ساختاری معتقدند، این جهان است که رفتار انسان را هم چون سایر موجودات (نبات، جماد و حیوان)، تعیین می کند و آدمی را به سمت و سوی کنش خاصی سوق می دهد، بنابر این، توصیه ی این دو رویکرد این است که باید از متدولوژی علوم طبیعی استفاده کرد. اما رویکرد نگرشی و روان شناختی، در جهت عکس رویکرد نهادی و ساختاری، رفتار و اعمال آدمی را نتیجه ی تلقی و تصوری می دانند که ما آدمیان از جهان داریم. به عبارت دیگر، این تلقی ما از جهان است که رفتار ما را می سازد و نه جهان واقع. به عنوان مثال؛ این که آدمی در هنگام وقوع زلزله چه رفتاری از خود بروز می دهد، ربطی به زلزله ندارد بلکه به تلقی او از این رویداد وابسته است. 

ادامه در آدرس جدید خرد منتقد: http://zamanian.blogsky.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 بهمن1390ساعت 10  توسط زمانیان  | 

بی قرارم، بی قرارم، بی قرار

در سنخ شناسی بی قراری

قرار یعنی آرامش، یعنی آن جایی که باید باشم، هستم، آن چیزی که باید داشته باشم، دارم. قرار، یعنی فاصله ی میان بایدها و هست هایم چندان نیست که درونم را آشوب زده و ناراضی کند. قرار، همان وضع و حالی است که در خانه ی خود، به ویژه پس از یک آوارگی، تجربه می کنیم. قرار یعنی داشته های من، با خواسته هایم همسایه است و دست در آغوش یکدیگر دارند. قرار یعنی موجودی هایم، همان مطلوب های من است. یعنی من در وضع خوب و خوشایندی قرار دارم. و قرار یعنی من در نیمه ی روشن و زیبای هستی، ساکن شده ام. بی قراری، اما، وضعیتی رنج آور و ناخوشایندی است که خود را آن گرفتار می یابیم. بی قراری یعنی جهان آن گونه که مطلوب من است، نمی چرخد. بی قراری یعنی هستی، در تاریکی و ظلمت فرو رفته است. یعنی زندگی ام مرا در خود بلعیده است. یعنی دیگر حوصله ی هیچ کاری را ندارم. بی قراری یعنی این و آن پا کردن. بی تابی کردن، سرک کشیدن، از زندگی لذت نبردن و دمی آرام ننشستن. بی قراری یعنی ناخوش بودن و از هست ها نارضایتی داشتن. بی قراری یعنی پریشانی درون و آشفتگی رنج دهنده ی برون. بی قرار یعنی از دست رفتن معنا، آوارگی ذهنی و بی خانمانی عاطفی. بی قراری، یعنی من در این خانه و با این خانه بیگانه ام. این خانه، خانه ی من نیست، خانه ی من جای دیگری است. و باز مفهوم جدایی 


ادامه در آدرس جدید خرد منتقد: http://zamanian.blogsky.com/


+ نوشته شده در  دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 5  توسط زمانیان  | 

در سه جلسه گذشته، چهار روش کسب معرفت مورد بررسی قرار گرفت. اما اکنون به منابع معرفت و سنخ شناسی آن اشاره می شود. منابع معرفت، یعنی کانال هایی که از طریق آنها با واقعیت مواجه می شویم. به طور کلی شش منبع معرفت مورد اجماع معرفت شناسان است. 6 منبع شناخت عبارت است از: 

1.ادراک حسی. از طریق حواس پنجگانه، یا همان حواس ظاهر

2.درون نگری. حالات روانی و یا حالات زیست شناختی مرتبط با روان شناختی، از طریق درون نگری حاصل می اید.

ادامه در آدرس جدید خرد منتقد: http://zamanian.blogsky.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 23  توسط زمانیان  |